№ ۰۵ · داستان کوتاه
اسم آفرینشهایتان را چه میگذارید؟
روانکاوی عمومی
— اسم آفرینشهایتان را چه میگذارید؟
— روانکاوی عمومی. ولی این نه ژست است، نه اصطلاحی کتابی. این زندگی من است. خودم را تکهتکه از هم باز میکنم: چه چیزی در من مال خودم است و چه چیزی برنامهی تبار است که پیش از آنکه حرف زدن یاد بگیرم در من ریختهاند. در خودم پدربزرگی را پیدا میکنم که هرگز ندیدمش. مادربزرگی را پیدا میکنم که هیچوقت دوستم نداشت. ترسی را پیدا میکنم که مال من نیست. و آن را میکَنم. با گوشت و پوست.
این «خودت را بشناس»ِ کتابهای درسی نیست. این کالبدشکافی است. با دستهای خودم. بیبیهوشی. و بله، گاهی از آنچه پیدا میکنم متنفرم. گاهی شرم میکنم. گاهی دلم میخواهد بایستم و دوباره همان بچهی سربهراهِ خانوادهی آبرومند شوم. اما نمیایستم. چون آنجا، پشت همهی اینها — منم. منِ واقعی.
این کار را جلوی چشم همه میکنم. نه چون معلمم. بلکه چون شاید کسی خودش را ببیند و او هم کالبدشکافیاش را شروع کند. یا دستکم از دیوهایش نترسد. این «مفید» نیست. این ضروری است. دستکم برای من.
اگر کپی میکنی، پیوند بگذار.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست. نخستین باشید.